تبلیغات
International&Relation - فلسفه سیاسی و تئوری روابط بین‌الملل
شنبه 24 مرداد 1388

فلسفه سیاسی و تئوری روابط بین‌الملل

   نوشته شده توسط: حسینی    نوع مطلب :سیاست ،روابط بین الملل ،

فلسفه سیاسی و تئوری روابط بین‌الملل  دیوید اس یوست

مطالبی که اخیراً توسط مارتین وایت (1972-1913) درباره تاریخ تفکر غرب در ارتباط با سیاست بین‌الملل منتشر شده است فوق العاده مهم هستند. همانگونه که دیوید یوست اشاره می‌کند این طرح‌ها به یک تعداد از سئوالات در مورد آنچه که وایت نسبت می‌خواند و آنچه که موضع خودش در مورد اعتبار آن‌ها بود پاسخ می‌دهد. تحلیل و چارچوب سازماندهی که وایت ارائه می‌کند، نسبت به سایر موضوعاتی که توسط دیگران ارائه شده، واقعیت تاریخی پیچیده و همراه با عدالت و روشنگری بیشتری را تبیین می‌کند.

مارتین وایت همانند آدام روبرتس یکی از متفکران برجستر روابط بین‌الملل انگلیس در میان هم نسلان خود به شمار می‌آید وی در اغلب کارهایش علاقه‌مند به تاریخ استعمارگری بریتانیا بوده است.
وایت تاریخ تفکر غرب در مورد سیاست بین‌الملل را به سر سنت تقسیم بندی کرده است. سه کتاب وی که پس از مرگش منتشر شدند عبارتند از: سیستم دولت در 1977، سیاست قدرت 1978 و تئوری بین‌الملل شه روش 1991.

تحلیل‌های وایت

وایت معتقد است که تئوری بین‌الملل، فلسفه سیاسی روابط بین‌الملل است. او سه دلیل را برای اهمیّت نظریات دولت محوری در فلسفه سیاسی غرب از قرن شانزدهم عنوان می‌کند:
1ـ در طول سال‌های بین قرن چهاردهم تا نیمه قرن هفدهم، بسیاری از اروپایی‌ها دیدند کارهای سیاسی عمده همانند ایجاد دولت‌های مستقل را که باید نظم داخلی و امنیت خود در برابر دشمنان خارجی را تأمین می‌کردند.

2ـ دستاوردهای جدید رنسانس از تمدن یونان ـ روم (شامل نوشته‌های افلاطون) و تقویت تمایل به مطالعه دولت‌های مستقل با سازمان سیاسی کامل.

3ـ در طول جنگ‌های مذهبی در قرن 16 و 17 پروتستان‌ها، بحث و استدلال می‌کردند در حمایت از دولت‌های اقتدارگرا و آزاد در برابر ادعاهای باقی مانده از قرون وسطی در حمایت از اقتدار جهانی کلیسای کاتولیک.

از دیود وایت ادبیات تئوریکال درباره سیاست بین‌الملل پراکنده هستند و سه منبع اصلی برای آن وجود دارد. اول برخی از حوزه‌ها در حقوق بین‌المللی از جمله گردسیوس، دوم برخی از اندیشمندان سیاسی همانند کانت و روسو و سوم برخی سیاستمداران عملگرا همانند ماکیاولی و بیسمارک.

همانگونه که وایت در کتابش اشاره می‌کند او نویسندگان و ایده پردازان را به سه سنت تقسیم می‌کند:

1ـ رئالیست‌ها یا ماکیاولیست‌ها که به عناصر آنارشی گونه سیاست بین‌الملل و دولت‌های مستقلی که روابطشان با جنگ کنترل می‌شود تأکید می‌کنند. که این مکتب توسط فیلسوفانی همانند بیکن و هابز و سیاستمدارانی همانند فردریک کبیر ترویج شده است، آن‌ها تعهدات قانونی و اخلاقی بین‌المللی را براساس قانون طبیعی انکار می‌کنند.

2ـ خردگرایان یا گروسیوسی‌ها، که بر دیپلماسی، تجارت و نهادها برای روابط میان دولت‌های مطلقه تأکید کرده‌اند. این مکتب توسط فیلسوفانی همانند لاک و سیاستمدارانی چون برک، گلدوستون گسترش پیدا کرده است. آن‌ها معتقد بودند که تعهدات اخلاقی ریشه در حقوق طبیعی دارد.

3ـ انقلابی گرایان یا کانتی‌ها، که بر مفهوم جامعه‌ای از دولت‌ها یا خانواده ملت‌ها و مسائل اخلاقی و حقوق بشر تأکید داشته‌اند. بزرگان این مکتب در پروتستان‌ها و جناح کاتولیک قرار داشتند. انقلابی‌گرایان فرانسوی همانند روسو، طرفداران یک همگرایی تدریجی در تجارت بین دولت‌ها و اجماع افکار عمومی دنیا همانند گوبون و برایت و ایدئولوژی گرایانی همانند کمونیست‌ها و فاشیست‌ها.

آنچه که وایت سنت می‌خواند

سخنرانی‌های وایت آنچه را که وی به عنوان سنت معنی می‌کند را مشخص می‌کند. وی معتقد است که هر کدام از این سنت‌ها به صورت عقلانی و پیوسته ظهور کرده‌اند. واقع گرایی و خردگرایی یک سنت عقلانی و منطقی را طرح کرده‌اند. خردگرایان با یونان باستان و کسانی هم چون اکویناس و گروسیوس آغاز کرده‌اند. واقع گرایی از یک خود آگاهی براساس رهیافت ماکیاولی و کسانی چون بیکن و فردریک کبیر ادامه پیدا کرده است. و انقلابی گرایان و اجداد آن‌ها که عقایدشان گنگ و مبهم است و نسبت به سایر موج‌ها از قدرت کمتری برخوردارند. در واقع کار وایت تلاش برای تحریف مرکز اصلی و دکترین‌های خاص هر کدام از این سه سنت بود. البته وی از یک سنت چهارم هم صحبت می‌کند که نسبت به سایر سنت‌ها از اهمیّت کمتری برخوردار است و او آن را تحول گرایی معکوس می‌نامد که یک سنت صلح طلب است. هدف این رهیافت برانگیختن عشق در قلب همه مردم و دگرگون جهان به وسیله دگرگون کردن روح انسان‌هاست.

وضعیت وایت (عقیده وایت در مورد اعتبار سنت‌ها)

وایت در سخنرانی هایش بیان می‌کند من از هیچ یک از این تئوری‌های خاص حمایت نمی‌کنم فقط تلاش وی برای نشان دادن مدارکی در مورد این سنت‌ها است. هم چنین در پارگراف آخر کتابش نشان می‌دهد که: «من وضعیت خودم را در حول این حلقه ناپایدار یافته‌ام». به هر حال وایت هیچ نگاه جانبدارانه‌ای نسبت به این سه سنت ندارد و در واقع انتقاداتی را از واقع گرایان، خردگرایان نیز و انقلابی گرایان داشته است.

بررسی انتقادات از تحلیل‌های وایت

هولی بول معتقد است که وایت در نشان دادن دیدگاه‌های متفاوت کانت، گروسیوس و ماکیاولی بسیار جاه طلب بوده است و اکثر ابعاد نظرات آن‌ها را مورد بررسی قرار داده است. امّا در واقع اینگونه نیست. وایت بر تفاوت‌های بین سنت‌ها به عنوان پارادایم با انواع آرمانی آن تأکید کرده است او یک سری از تفاوت‌های قابل مشاهده را در فلسفه‌ها، سیاست‌ها و فرضیات آن‌ها براساس اسناد واقعی و روشن بیان کرده است. وی یک نتیجه‌گیری کلی را درباره اصول انتزاعی به صورت تاریخی و با مثال‌های تاریخی عنوان کرده است.

مطلب دیگری که بول بر علیه وایت مطرح می‌کند این است که وی از بحث تاریخی در مورد تفکر درباره جنبه‌های اقتصادی روابط بین‌الملل ناتوان بوده است. امّا در واقع اینگونه نبود وایت تا آنجایی مسایل اقتصادی را مطرح کرده بود که فیلسوفان سیاسی و تصمیم گیرندگانی را که او بررسی کرده بود به آن‌ها اشاره کرده بودند.

قسمت بعدی انتقاد بول به وایت این است که دیدگاه وی درباره روابط بین‌الملل ناشی از بدبینی خاص وی است، امّا اینگونه نیست. درست است که وایت معتقد است که جنگ غیرقابل اجتناب است امّا از جنگ‌های خاص می‌توان پرهیز کرد و نظر وی در مورد پایان دادن به جنگ به خردگرایان نزدیک‌تر است که معتقدند به پذیرفتن جنگ به عنوان یک حالت نرمال از طبیعت بشر، اگرچه نفرت انگیز است و تعهد برای اینکه چگونه می‌توان آن را مهار یا محدود کرد. درست است که وایت فاقد خوشبینی کانت و دیگران در سنت انقلابی گرایی بوده است امّا وی بدبینی واقع گرایان در مورد وضعیت انسان را آشکارا رد کرده است.

مقایسه تحلیل وایت با سایر تفاسیر

درباره تاریخ تفکرات غربی در مورد روبط بین‌الملل چندین بررسی تاریخی وجود دارد. نورتج فیلسوفان را از یونان باستان به دو دسته محافظه کاران و منسوخ گرایان تقسیم کرده است. پل سابوری تحلیل‌ها و سیاستمداران را به دو دسته رئالیست‌ها و ایده آلیست‌ها تقسیم کرده است. امّا تحلیل سه جانبه وایت ارزش بیشتری نسبت به سایرین دارد و سنت سومی را نیز بررسی کرده است و تفاوت‌های اساسی قایل می‌شود بین رئالیست‌ها٬ آنهایی که جنگ را به عنوان یک اصل اساسی تأیید می‌کنند. خردگرایان، کسانی که سعی می‌کنند، فضا، دامنه و اثرات جنگ‌هایی را که نمی‌توان از آن‌ها پرهیز کرد را محدود کنند و انقلابی گرایان٬ آن‌هایی که معتقدند که جنگ باید به طور کلی حذف شود. کار وایت از اهمیّت زیادی برخوردار است زیرا یک تحقیق کامل و تحسین برانگیز از تاریخ تفکرات غربی درباره روابط بین‌الملل مبتنی بر یک سازماندهی سه‌گانه است. سازماندگی وی به دلیل واقعیت‌های تاریخی پیچیده و مهمش و در برگرفتن همه فیلسوفان سیاسی عمده سیستم دولت‌های غربی از اعتبار بیشتری برخوردار است.

اروپا محوری و فراتر از آن

بال و پورتر معتقدند که تحلیل وایت اروپا محور است و نظرات مهمی در مورد سنت تفکر درباره روابط بین‌الملل در هند، چین و جهان اسلام ندارد. البته این به دلیل آن است که این سنت‌ها به نهادهای بین‌المللی، نگرش‌های عمومی و سیاست‌ها حتی در جوامع غیرغربی به دلیل تسلط غرب در طول ظهور سیستم‌های اروپا محور از قرن پانزدهم تا قرن بیستم شکل داده‌اند.

وایت وقت زیادی را در مورد روابط متقابل اروپا با جوامع غیراروپایی صرف کرده است. فصل طولانی از کتاب وی تحت عنوان «تئوری بشریت: بربرها»، اختصاص داده شده است به قانون و تاریخ اجرایی استعمارگرای بریتانیا و تاریخ گسترش جهانی سیستم دولت‌های غربی اروپا محور، او در این بخش قانون کشورهای مختلف غربی را در رابطه با بربرها و نظر مکتب خردگرایی، واقع گرایی و انقلابی گرایان را در مورد بربرها مورد بررسی قرار داده است.

البته بول معتقد است که وایت نسبت به مردم غیرغربی و اهداف آن‌ها بی تفاوت است. امّا در واقع اینگونه نبوده است. وی بر سنت‌های غربی در رفتار با بربرها و ترکیب تحلیل‌های کارآمد تاریخی با یافته‌های تئوریکی در مورد استعمارگران و رفتارشان با بربرهای آسیب پذیر به دلیل تسلط سیستم دولت محوری اروپاییان بر غیرغربی‌ها تمرکز کرده است.

برتری‌های تحلیل وایت

1ـ تحلیل مارتین وایت از متفکران اصلی سنت‌های مهم غربی درباره روابط بین‌المللی می‌تواند یک معیار محکم را برای پیش بردن تحقیقات ارائه کند.

2ـ تحلیل وایت می‌تواند به تحلیل آنچه که فرهنگ استراتژیک (strategic culture) مناطق فرهنگی خاص ملت‌ها یا نخبگان نامیده می‌شود كمك كند.

3ـ این سنت‌های وایت پیشنهاد می‌کند یک چارچوب از تحلیل بزرگ‌تر و با ارزش‌تر آموزشی را برای مذاکرات درباره سیاست امنیتی و خارجی، نظم بین‌المللی در تاریخ و دیدگاه فلسفی. البته تحلیل وی یک چارچوب مفید را برای مطالعات فیلسوفان خاص، آنهایی که یک نقش اساسی در مجموعه‌ای از تئوری‌ها درباره سیاست بین‌الملل داشته‌اند ایجاد کرده است.

سیده صدیقه حسینی