روابط ایران و ایالات متحده بعد از 11سپتامبر:دیدگاهها ومسایل
 حسینی
مقدمه
بیان مساله
حادثه 11سپتامبر نقطه عطفی در سیاست بین الملل محسوب می شود.از این مقطع زمانی به بعد روابط آمریكا با کشورهای خاور میانه از جمله ایران تحت تاثیر فضای 11 سپتامبر قرار گرفت.آمریكا جهان را به دو بلوك جدید تقسیم كرد،گروههایی كه حامی تروریسم می باشند و مجموعه هایی كه در برابر تروریسم مقاومت میكنند.اگر چه هیچ گونه تعریف مشخصی از تروریسم وجودنداشت. بنابراین در چنین فضایی آمریكا یی ها مبادرت به تفسیر نا متقارن ازواژه،مفهوم و كاركرد تروریسم به عمل آوردند.این تحلیل،سیاست منطقه ای وبین المللی ایران راتحت تاثیر قرار داد.
با توجه به روند یادشده می توان سوال اصلی مقاله رابه این صورت مطرح كردكه حادثه 11سپتامبر چه تاثیری بر روابط ایران وایالات متحده بر جای گذاشته است؟در پاسخ به این سوال می توان فرضیه های متفاوتی رامطرح كرد.عده ای بر این اعتقادند كه حادثه 11سپتامبر منجر به افزایش تعارضات میان ایران و ایالات متحده گردیده است. گروه دوم نگرش كاملا متفاوتی دارند، آنان این موضوع را مطرح میكنند كه حادثه 11 سپتامبر اگر چه مداخلات آمریكا را افزایش دا د اما نیاز آمریكا به جمهوری اسلامی ایران به گونه قابل توجهی ارتقاء یافته و این امر سطح روابط دو كشور رادر حوزه امنیت منطقه ای،همكاری جویانه نموده است.
این پژوهش در صدد بررسی روابط ایران و ایالات متحده پس از 11 سپتامبر و تاثیر آن بر افزایش همكاری یا تقابل میان این دو كشور است.هم چنین از آنجا كه آمریكا نگرشی كاملا بد بینانه نسبت به ایران دارد،طبیعی است كه میزان تهدیدات آمریكااز وضعیت نهفته خارج گردیده و نشانه هایی از تهدیدات اجرایی و عملیاتی شده را منعكس می سازد.بنابر این این پژوهش سعی میكند تا نشانه تهدیدات،و اقدامات ایران در مقابل ایالات متحده را بررسی نماید.
روابط ایران وایالات متحده قبل از 11 سپتامبر
آغاز رابطه بین ایران و آمریكا به سال 1830 بر می گردد،در این سال یك گروه مبلغ آمریكایی به ایران سفر كردند. از سال 1830 تا1941رابطه بسیار اندكی بین ایران و آمریكا وجود داشت .دراوت 1941انگلستان و شوروی ایران را اشغال كردند و محمد رضا پهلوی به جای پدرش به حكومت رسید،اما ترس ازاین دو كشور باعث شد كه خواهان حضور آمریكادر ایران باشد[1].از آن دوران یعنی زمانی كه آمریكا به عنوان تنها ابر قدرت موثربین المللی درایران رفتارسیاسی و امنیتی خود را ساز ماندهی نمود،ازسوی گروههای اجتماعی و نیرو های سیاسی ایران به عنوان تهدید استقلال ملی تلقی شد.به این ترتیب اندیشه مربوط به تهدید امنیتی آمریكا برای جامعه و نخبگان سیاسی ایرانی از دهه 1950 به بعد گسترش یافت. از آن دوران تا انقلاب اسلامی ایران در1979 رابطه دو كشور فرازو فرودهای زیادی را طی كرد.تضادهای سیاسی ایران و امریكا در دوران پس از انقلاب اسلامی تداوم یافت.مقامات آمریكایی بر این اعتقاد بودندكه موج جدید سیاسی ایران می تواند فضای ژئوپلیتیكی خاور میانه را تحت تاثیر خود قرار دهد.اما در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی و بیل كلینتون ما شاهد اقدامات مثبت دو طرف برای بهتر شدن روابط میان دو كشور هستیم.از جمله پیام خاتمی به مردم آمریكا درژوئن1998،تبریك آمریكا به تیم فوتبال ایران برای پیروزی بر تیم آمریكا در ژوئن 1998،تصمیم آمریكا مبنی بر وضع برخی مقررات محدود كننده علیه سازمان مجاهدین خلق،[2]سخنان وزیر امور خارجه مادلین آلبرایت در مارس 2000،مبنی بر پذیرش اعتراض ایران در موردفهرست سیاه ایالات متحده كه تاثیر زیادی بر ایجاد تنش میان دو كشور داشت.و مهمترین مورد سخنان كلینتون در فوریه 2000 بود :" یكی از بهترین كار هایی كه ما میتوانیم برای ایجاد صلح طولانی در خاورمیانه و كل جهان انجام دهیم،داشتن یك همكاری سازنده با ایران است."[3]
تمامی این اقدامات امیدواری های زیادی را برای از بین رفتن دو دهه اختلاف و خصومت در روابط دو كشور به وجود آورد. در همین دوران انتخابات جدید ریاست جمهوری آمریكا برگذار شده و جورج دبلیو بوش در ژانویه 2001 وارد كاخ سفید شد. وی همانند پدرش ایران را مانند سالهای بعد از انقلاب تو صیف میكرد: كشور حمایتگر از تروریسم، یك نیروی تهدید كننده در منطقه ویك دشمن قسم خورده ایالات متحده.بنابراین وی بر خلاف كلینتون سیاست سد نفوذ بیشتری را بر علیه ایران در پیش گرفت و روابط دو دولت تا زمان حملات 11سپتامبر به همین گونه ادامه داشت.


ادامه مطلب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic